
شنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰
شنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰
سهشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۰۹
دكتر شفيعي كدكني (خطاب به مهدي اخوان ثالث)
در اين شب ها،
كه گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر مي ترسد.
در اين شب ها،
كه هر آيينه با تصوير بيگانه ست
و پنهان مي كند هر چشمه اي
سر و سرودش را
چنين بيدار و درياوار
تويي تنها كه مي خواني.
تويي تنها كه مي خواني
رثاي قتل عام و خون پامال تبار آن شهيدان را
تويي تنها كه مي فهمي
زبان و رمز آواز چگور نااميدان را.
بر آن شاخ بلند،
اي نغمه ساز باغ بي برگي!
بمان تا بشنوند از شور آوازت
درختاني كه اينك در جوانه هاي خرد باغ
در خوابند
بمان تا دشتهاي روشن آيينه ها،
گل هاي جو باران
تمام نفرت و نفرين اين ايام غارت را
ز آواز تو دريابند.
تو غمگين تر سرود حسرت و چاووش اين ايام.
تو، باراني ترين ابري
كه مي گريد،
به باغ مزدك و زرتشت.
تو عصياني ترين خشمي، كه مي جوشد،
ز جام و ساغر خيام.
درين شب ها،
كه گل از برگ و
برگ از باد و
ابر از خويشتن مي ترسد
و پنهان ميكند هر چشمه اي
سر و سرودش را،
در اين آفاق ظلماني
چنين بيدار و درياوار
تويي تنها كه مي خواني.
مهدي اخوان ثالث

طبل طوفان از نوا افتاده است.
چشمه هاي شعله ور خشكيده اند،
آبها از آسيا افتاده است.
در مزار آباد شهر بي تپش
واي جغدي هم نمي آيد به گوش.
دردمندان بي خروش و بي فغان.
خشمناكان بي فغان و بي خروش.
آه ها در سينه ها گم كرده راه،
مرغكان سرشان به زير بال ها.
در سكوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قيل و قال ها.
آب ها از آسيا افتاده است،
دارها برچيده خون ها شسته اند
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
پشكبنهاي پليدي رسته اند.
خانه خالي بود و خوان بي آب و نان،
و آنچه بود، آش دهن سوزي نبود.
اين شب است. آري، شبي بس هولناك؛
ليك پشت تپه هم روزي نبود.
آخر شاهنامه
ارديبهشت 1335
چهارشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۹
Affrican kid poem
When I grow up, I black
When I go in sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
When I die, I black
AND you white fellow:
When you born, you pink
When you grow up, you White
When you go in sun, you red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you green
When you die, you gray
AND YOU CALLING ME COLOURED???!!!
This poem was nominated by UN as the best poem of 2008.
شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹
14 راه جلوگيري از آنفلوآنزا و سرماخوردگي

برگرفته از Health Magazine
آيا شما از همكارتان هنگام سرفه و سرما خوردگي آنفلوآنزا در يك اتاق دوري مي كنيد؟
آيا شما از دست زدن به دستگيره در اجتناب مي كنيد؟
از سرماخوردگي و آنفلوآنزا ميترسيد؟
پس مراقب رفتارتان باشيد تا دچار آنفلوآنزا نشويد. ما پس از مشورت با متخصصان پزشكي زيادي 14 راه براي جلوگيري از آنفلوآنزا و سرماخوردگي براي شما آورده ايم؟
1- هر وقت با كسي دست داديد دست خود را بشوييد
2- دستتان را به چشم و بيني دهان نزنيد
3- 8 تا 10 ساعت در روز بخوابيد
4- واكسن آنفلوآنزا بزنيد
5- با خوردن غذاهاي سالم مثل سبزيجات تازه و ميوه هاي فروان سيستم ايمني خود را تقويت كنيد
6- با ورزش فعاليت سيستم ايمني خود را بالا ببريد
7- از كساني كه عطسه و سرفه مي كنند دوري كنيد
8- ضد عفوني كردن خود با ژل هاي ضد عفوني كننده و پاك كننده هايي كه پايه ي الكلي دارند.
9- سيگار نكشيد
10- چيپس و سيب زميني سرخ كرده خود را بعد از دهان گذاشتن دوباره وارد سس نكنيد
11- در زمستان كيف پول و كيف ها دستي پارچه اي خود را كنار بگذاريد و از كيف هايي كه راحتتر تميز ميشوند مثل وينيل و چرم استفاده كنيد
12- ناخن هاي خود را نخوريد
13- سعي كنيد بخنديد . تحقيقات نشان داده سكس ، افكار مثبت ، بازي كردن با حيوانات خانگي و ديگر فعاليت هاي لذت بخش سيستم ايمني بدن را ارتقا ميدهد
14- موقع عطسه كردن در دستانتان عطسه نكنيد و در خم آرنجتان عطسه كنيد چرا كه دستانتان منبع معمول باكتري ها و ويروسه هستند
ترجمه: طه نوري
شنبه ۵ سپتامبر ۲۰۰۹
شنبه ۲۹ اوت ۲۰۰۹
Money
one day he died and the undertakers put him in the grave, his wife came and placed a box in the grave. Her friend said, "I hope you didn't put all that money in the grave."
"Yes," the wife said, "I promised. I'm a good moslem, I can't lie."
"You mean that you put all the money in the grave with him?"
"I sure did. I got it all together, put it into my account and I wrote him a check."
دوشنبه ۲۴ اوت ۲۰۰۹
عماد خراساني
پنجشنبه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
نامه آبراهام لينكلن به معلم پسرش

Abraham Lincoln's letter to his son's teacher
He will have to learn, I know,
that all men are not just,
all men are not true.
But teach him also that
for every scoundrel there is a hero;
that for every selfish Politician,
there is a dedicated leader...
Teach him for every enemy there is a
friend,
Steer him away from envy,
if you can,
teach him the secret of
quiet laughter.
Let him learn early that
the bullies are the easiest to lick... Teach him, if you can,
the wonder of books...
But also give him quiet time
to ponder the eternal mystery of birds in the sky,
bees in the sun,
and the flowers on a green hillside.
In the school teach him
it is far honourable to fail
than to cheat...
Teach him to have faith
in his own ideas,
even if everyone tells him
they are wrong...
Teach him to be gentle
with gentle people,
and tough with the tough.
Try to give my son
the strength not to follow the crowd
when everyone is getting on the band wagon...
Teach him to listen to all men...
but teach him also to filter
all he hears on a screen of truth,
and take only the good
that comes through.
Teach him if you can,
how to laugh when he is sad...
Teach him there is no shame in tears,
Teach him to scoff at cynics
and to beware of too much sweetness...
Teach him to sell his brawn
and brain to the highest bidders
but never to put a price-tag
on his heart and soul.
Teach him to close his ears
to a howling mob
and to stand and fight
if he thinks he's right.
Treat him gently,
but do not cuddle him,
because only the test
of fire makes fine steel.
Let him have the courage
to be impatient...
let him have the patience to be brave.
Teach him always
to have sublime faith in himself,
because then he will have
sublime faith in mankind.
This is a big order,
but see what you can do...
He is such a fine fellow,
my son!
یکشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹
يادي از دكتر شريعتي در سالروز شهادتش با نيايش زيباي او
خدایا : به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمره ی لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.
بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری.
خدایا : چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خواهم آموخت.
خدایا : مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه کس گیر شده است وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید مصون بدار تا به رعایت مصلحت ، حقیقت را ذبح شرعی نکنم.












